شقایق ها

از خودم دور میشوم


تا به تو نزدیکتر باشم


این روزها . . .


" خیال "


تنها راه با تو بودن است !

 

 

بغض


دست هایی ست


که از بیم آغـــــوش شدن


توی جیبم محــــکم مشت کرده ام


وقتی عابری که عطر تو را به تن زده


تو نیستی !


نوشته شده توسط ♥ ɱȫȟȜȩɳ ♥نظرات ( 83)

این روزها



آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست



که رخت های دلتنگیم را



فرصتی برای



خشک شدن نیست ...!

 

 

هوایت که به سرم می زند



دیگر در هیچ هوایی ،،،



نمی توانم نفس بکشم !



عجب نفس گیر است



هوایِ بی تو بودن ...!

نوشته شده در جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٥ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ توسط اکبر نصیری نظرات () |

http://www.axgig.com/images/50816431212359472935.jpg

مردی برای اصلاح به
آرایشگاه رفت در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در مورد
خدا



صورت گرفت. آرایشگر
گفت:



من باور نمی کنم خدا وجود
داشته با شد مشتری پرسید چرا؟



آرایشگر گفت: کافیست به
خیابان بروی و ببینی مگر می شود با وجود خدای
مهربان



اینهمه مریضی و درد و رنج 
وجود داشته باشد؟



مشتری چیزی نگفت و از
مغازه بیرون رفت به محض اینکه از آرایشگاه بیرون
آمد



مردی را در خیابان دید با
موهای ژولیده و کثیف با سرعت به آرایشگاه برگشت و
به



آرایشگر گفت می دانی به
نظر من آرایشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت
:



چرا این حرف را میزنی؟ من
اینجاهستم و همین الان موهای تو را مرتب
کردم



مشتری با اعتراض
گفت:



پس چرا کسانی مثل آن مرد
بیرون از آرایشگاه وجود دارند آرایشگر
گفت:



آرایشگرها وجود دارند فقط
مردم به ما مراجعه نمی کنند. مشتری گفت:



دقیقا همین است خدا وجود
دارد فقط مردم به او مراجعه نمی کنند.



برای همین است که اینهمه
درد و رنج در دنیا وجود دارد.

نوشته شده در پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٤ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ توسط اکبر نصیری نظرات () |
قالب ساز وبلاگ پيچك دات نت